اصول و روشهای تربیتی خانواده در سایهی نماز
1. اصل جذب را بر دفع ترجیح دهیم؛
زمانی که برادران یوسف او را به چاه افکنده، به نزدیک پدر بازگشتند و دروغهای خود را بازگو کردند، پدر گفتهی آنان را نپذیرفته، فرمود: «هوسهای نفسانی شما این کار را برایتان آراسته (شما را فریب داده) است. من صبر جمیل (و شکیبایی خالی از ناسپاسی) خواهم داشت و در برابر آنچه میگویید از خدا یاری میطلبم.»[1]
حضرت یعقوب با اینکه از زشتی کار آنها آگاهی داشت ولیکن ایشان را از خود طرد نکرد؛ اگرچه هشدارهای لازم را به آنان داد. پس اولیا [و مربیان] باید این نکته را ملاحظه نمایند که: نبایستی با دیدن خطاهای فرزندان ، آنان را به طور کلی طرد نمود؛ چرا که این کار بسی موجب جری شدن ایشان و از بین رفتن زمینههای تربیتی آنان گردد. درمقابل میتوان با صبر و مدارا به رشد و تربیت آنان امیدوار بود.
1. تلاش در جهت اصلاح رفتار و پرهیز از اتهام و سرکوبی شخصیت؛
در جریان یوسف، حضرت یعقوب(ع) صراحتا فرزندان خویش را متهم نکرد، با آنکه شواهد دروغ بودن گفتههای آنان معلوم بود. چرا که درصورت اتهام مستقیم، هم زشتی گناه ازبین میرفت و هم جرأت بر آن افزوده میگشت. همچنین روابط دچار آسیب جدی میشد.
?
?
?
2. ترغیب مقدم بر تخویف یا تشویق بهجای ترس و منع؛
اجتناب از روشهای ترس و تمسخر در ارائهی دین، زمینهی مناسبی برای پذیرش تکالیف دینی فراهم میکند. بخصوص نوجوان و جوان با ترغیب و تشویق مانوستر است و بالطبع ترس و منع کمتر تاثیری در او دارد.
جملات زیر میتواند برای تشویق کودکان نقشی شگفت بازی کند:
?
?
? به تو افتخار میکنم.به این جملات که برای تشویق یک نوجوان پسر 14 ساله [1]
درنظر گرفته شده، توجه نمائید:? کردار شما مایه خشنودی خداوند است.
? شما با بی کران هستی ارتباط دارید ، خود را محدود به طبیعت نکنید.
? شما بهترین آفریدهها هستید!یا این دو عبارت ادبی را که برای ترغیب یک جوان به عالم فرامادی ارائه شده، ملاحظه کنید:
? «تو را ز کنگره عرش می زنند سفیر!»
? «مرغ دلم طائری است عرشی و قدس آشیان از قفس تن ملول، سیر شده از جهان
عالم علوی بود جلوهگه مرغ ما آبخور او بود گلشن باغ جنان»
3. استفاده از روشهای غیرمستقیم بهجای روشهای مستقیم؛
معمولا افراد از لحاظ روانی در برابر روشهای مستقیم و صادقانه موضع میگیرند و برعکس با دیدن شیوههای غیرمستقیم به ابتهاج و انتباه درونی نائل میشوند. امیر بیان (ع) در کلامی زیبا به استفادهی از شیوهی غیرمستقیم توصیه نموده، میفرمایند: «ازجر المسیئ بثواب المحسن؛ بدکردار را با پاداش به نیکوکار تنبیه کنید!»
آیات قرآن بیشتر به طور غیر مستقیم افراد را انذار و تبشیر می نماید.
4. چگونه گفتن مقدم بر چه گفتن است؛
با چگونگی گفتار لطافت بیافرینید! بذر امید بپاشید! زیبا نگریستن را آموزش دهید!
باسمهی تعالی
سپیدهی سخن اعوذ بالله من الشیطان الرجیم؛ فرمود خدای بلند مرتبه که پیامبر!«وأمر اهلک بالصلوة واصطبر علیها ... والعاقبه للتقوی؛ خانوادهی خود را به نماز امر کن! خود نیز با همهی توان بر [مراعات] آن شکیبایی ورز ... و عاقبت نیک ازآن اهل تقواست.[1]» در آئین انسانساز اسلام خانواده نهاد ارجمند و والایی است که صحت و شادابی آن سعادت آحاد جامعه را دربر دارد و بالعکس فساد و نگونبختی آن به تباهی افراد و درنتیجه جامعه منجر میشود. به این ترتیب کانون خانواده اولین کلاس درس برای فرزندان محسوب شده، بسیاری از زمینههای مثبت و منفی اخلاقی در آن پدید میآید. امیر بیان (ع) فرمودند: «تعلیم در کودکی همانند نقشی است که بر روی سنگ کنده شود.[2]» همچنین آن بزرگوار در نامهی 31 نهجالبلاغه، اهمیت تربیت در سنین خردسالی را مطرح مینمایند؛ فرمود: «پسرم (حسنم!) به تربیت تو شتاب کردم، پیش از آنکه دلت (بهعلت دنیادوستی) سخت گردد و خرد تو به (چیزهای بیهوده) گرفتار شود.»
|
لیست کل یادداشت های این وبلاگ